ميرزا محمد حيدر دوغلات
583
تاريخ رشيدى ( فارسي )
خواست كه رسول خدا از آن اجر محروم ماند . آمديم به سر سخن سابق ، در حقيقت مال و جاه . از تقرير سابق معلوم شد كه حقيقت جاه ملك گردانيدن دلهاى مردم و تسخير آن است تا مالك مشرف به اعزاز و اكرام شود تا قدر تصرف مقاصد و اغراض خود تواند شد و اين جاه اكثر چنان است كه متعلق و وابسته به وجود پادشاهى و اولو الامرى باشد كه به آن اعتبار و نسبت او را صاحب جاه مىگويند ، و حقيقت مال گفته شد كه ملك گردانيدن اعيان منتفع بهاست و آن زر و نقره و جواهر و بنده و حيوانات از اسب و خر و گاو و باغ و زراعت و مثل ذلك ؛ آنچه بنده از او نفع تواند گرفت . پس اين مذكور ( 279 پ ) اگر چنانچه بنده آن را قياس به نفع و ضرر نفس خود كرده سعى در تحصيل آن مىكند عمر ضايع و اگر چنانچه آن را وسيله يافت درجات عاليه آن عالم مىسازد مبارك است و آن را ذكر كرده شد كه مصارف آن مىبايد كه مراضى حضرت حق سبحانه باشد از آنچه فرموده است و الّا دست در اسباب دنيا زدند و خود را براى چند روزهء حيات فانى به سبب جمع دنيا از خدا غافل شدن رتبه درويشان و عالى همتان نيست . بيت : دلا تا كى درين دير مجازى * كنى مانند طفلان خاك بازى زيرا كه از اين نشاء شخص انتقال آخرت به آخرت كند چه بر او ظاهر خواهد شد كه سعى در اين دنيا در تحصيل اسباب مىكرده است كه در آن انديشه رضاى خدا نمىكرد ، حكم آن داشته كه كودكان زمانى خاك بازى مىكردهاند . پس وظيفه دولتمند دورانديش آن است كه به متاع سريع الزوال و دولت بىمآل دنياى دون دل خود را مقيد ندارد و در آنچه سعى نمايد مىبايد كه نيتش در آن رسانيدن نفع به مسلمين باشد تا سعى او عند اللّه حبط نشود و هميشه مىبايد كه به ذكر كريمهء « الدّنيا مزرعة الآخرة » باشد . بيت : در مزرع عمر تخم نكويى مىكار * تا نام برآورى به نكوكارى مقصود از او هرچه مىكند بنده كه آن مشروع باشد مىبايد كه البته در ضمن آن